مکن ای صبح طلوع
شب عاشوراء، به فدای غریبی ابا عبد الله الحسین علیه السلام
از همه دوستان التماس دعا دارم برای شفاء مریضان دعا کنید . . .
زبان حال بی بی فاطمه زهراء سلام الله علیها
مکن ای صبح طلوع . . .
شب عاشوراء، به فدای غریبی ابا عبد الله الحسین علیه السلام
از همه دوستان التماس دعا دارم برای شفاء مریضان دعا کنید . . .
زبان حال بی بی فاطمه زهراء سلام الله علیها
مکن ای صبح طلوع . . .

سلام دوستان
این روزها اینقدر سرم شلوغه که واقعا وقت نمی کردم و نمی کنم که مطلب بذارم، هم واسه غدیر و هم واسه محرم حسابی برنامه های فشرده و شلوغی دارم، فقط به خاطر اینکه یکی از دوستان بزرگوار و زحمتکش و مدافع غیور ولایت واسم پیامک فرستاد و گفت که این باکس محتوایی غدیر رو بذارم روی سایت و از طرفی هم سایت هم هنوز راه اندازی نشده و در دست اقدام است لذا فقط می تونم لینک دانلودش رو واستون بذارم و اصل سایت،ان شاء الله ما را نیز در جمع غدیریان محسوب نمایند.
لینک دانلود مجموعه مقالات درباره غدیر

سلام دوستان، قبل از هر چیز:
سالروز ازدواج تنها زوج معصوم عالم، وجود مقدس و نازنین مولا امیر المومنین علی ابن ابیطالب صلوات الله علیه (روحی له الفداء) و سیده ی دو عالم، قرة عین الرسول بی بی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به شما تبریک می گم.
یادتونه که گفتم قراره یه اتفاقی بیفته، و یه خبر خوشی رو بهتون بگم، تا یه جاهایی کار پیشرفت کرده اما هنوز محتاج دعای شما بزرگواران هستم تا روند کار سرعت بیشتری پیدا کنه، ممنون می شم اگر دوستان خواهران و برادران ایمانی بنده، دختران و پسران گل مذهبی و متدین، دعا کنند تا خداوند متعال در این کار، توفیق بیشتری عنایت بفرماید.
باتشکر
یا علی
و من الله التوفیق فی جمیع الامور
نمی دونم می دونید که غذاخوردن خونه صاحب عزا کراهت داره، یعنی چی ؟؟؟ ما یه دستورات دینی داریم که به طور کلی تغییر کرده و یا به طور کلی تحریف شده، مثلا: وقتی یکی از اعضاء یه خانواده ای از دنیا می رود، و آن خانواده عزادار می شوند، جهت پذیرایی از میهمانان در مجالس ترحیم و اتعزیه و ختم بسیار به زحمت می افتند، دستورات اسلام این است که مستحب است آشنایان و همسایه ها و اقوام خانواده صاحب عزاء، غذا تهیه کنند و به خانه او ببرند و نگذارند او غذا و طعام طبخ کند و بپزد و یا تهیه اطعام مهمانانش را ببیند، لذا خوب است که آشنایان به جهت رعایت حال خانواده عزادار مراعات حال او را بکنند و لا اقل بر غم از دست دادن عزیزشان، غم خرج و مخارج مجالس ختم را نیفزایند، لکن رسم و رسومات و آداب خرافی و بی اساس چیز دیگری را ایجاب می کند و متاسفانه کسی جرات مخالف و احیای سنت الهی را ندارد و معمولا در این موارد به جهت حفظ آبرو، خانواده عزادار مجبور می شود با قرض و وام این مخارج را به عهده بگیرد و از زیر بار این مسئولیت سنگین، شانه خالی نکند.

امروز برای نماز ظهر رفتم مسجد و حسینیه ای که امام جماعت آن هستم، قبل از نماز در ساعت صبح، مجلس ختمس برگزار شده بود، وارد مسجد شدم با صحنه ی عجیبی مواجه شدم، چند دسته گل بزرگ و گران قیمت برای عرض تبریک داخل مسجد قرار داده بودند وقتی این منظره را دیدم بسیار ناراحت شدم چرا که این کارها حرام است زیرا اسراف و تبذیر است، و برای اداء احترام و عرض تسلیت یک کار حرام و ناپسند را با هزینه گزاف و سنگین انجام می دهند، یکی نیست بگوید: بابا به جای این کار هزینه این گل هایی که یک روزه پژمرده می شود و باید همه آنها را دور ریخت و حتی لاشه آنها به هیچ کار دیگری نمی آید، همان مبلغ را خیرات کنید. ثواب بیشتری گیر میت مرحوم می آید.
آنچه بیشتر انسان را می آزارد این است که از طرفی کمک به خانواده صاحب عزاء در برگزاری مجالس به فراموشی سپرده شده است، اما این خرجهای الکی و بیهوده رسم شده است و نشانه شخصیت و فرهنگ و کلاس و مد شده است و اگر کسی مخالفت کند انگ متحجر به او می زنند . . . العیاذ بالله
البته من به صاحب عزاء و مهمانانش تذکر دادم و سکوت نکردم چون نهی از منکر واجب بود اما این را گفتم تا دوستان بازدید کننده عزیز نیز این موضوع را متذکر شوند
یا علی
و من الله التوفیق فی جمیع الامور

مشغول تو با مردم بارانی خویشم
شاد از رخ یار و دل طوفانی خویشم
عشقت همه در جانم و مهرت شده کیشم
با یاد تو من گرم غزلخوانی خویشم
ای کاش که من هم بشوم ساکن کویت
دلخسته زدنیا و پریشانی خویشم
یاران و رفیقان همه از خویش گذشتند
بشکسته پر و بالم و زندانی خویشم
چون ساقی فرزانه ی این میکده من هم
سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
ای کاش هزاران بدهم جان به فدایت
شرمنده ترین از غم کم جانی خویشم
در بزم تو هیچم نبود فکر کم و بیش
مست از می مولای خراسانی خویشم

شنیدم که نگار مهربان نظر لطفی بر قشر ما سربازانش در این حوالی نزدیک ما، مرحمت نموده و صد حیف که ما از فیض حضورش، و از درک وجودش محروم ماندیم. خوشا به سعادت لایقان

نهم فروردین امسال روز ولادت حضرت زینب سلام الله علیها توفیق داشتم در حرم امام رضا نماز مغرب و عشاء رو به حضرت آقا امام خامنه ای اقتدا کنم، اما هنوز هم مشتاق دیدار دوباره ام

به امید قدم نهادن مولای خراسانی به دیدگان ما در مشهد مقدس


دستم به روی سـینه برای ارادت اسـت
ایـن بارگـاه قدس امـــام کرامــت اســت
فرقی نمی کند ز کجا می دهی سلام
او می دهد جواب تو را، اصل نیت است
فرقـی نمـی کـنـد کـه کـجـای حــرم روی
حـتـی نـگـاه کـردن گنـبـد عبـادت اسـت
صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا أَبَا الحَسَن یَا عَلِی بنِ مُوسَی الرِّضا و رَحمَةُ اللهِ و بَرَکَاتُه
سلام دوستان، رفتم حرم امام رضا ساعت 9 - 10 صیح، از طرف همه دوستان و اونهایی که التماس دعا گفتن و نگفتن، دعا کردم و به یاد همتون بودم، الحمد لله که وعده ای که دادم را، وفا کردم
یاعلی
مرحوم سيد بن طاووس در كتاب اقبال، و علامه مجلسي در كتاب زاد المعاد، و مرحوم محدث حاج شيخ عباس قمي در مفاتيح الجنان، در بخش اعمال ماه ذي قعده ، زيارت امام هشتم علي بن موسي الرضا را در روز بيست و سوم اين ماه، مستحب دانسته اند. زيارت امام رضا بسيار ثواب دارد و بنا به فرموده خود حضرت امام رئوف، اگر كسي من را زيارت كند و آگاه به حق من باشد و زيارتش با معرفت باشد، اگر گناه جن وانس را هم مرتكب شده باشد ولي من و پدرانم در روز قيامت او را شفاعت خواهيم كرد، (البته پر واضح است كه منظور گنهكاري است كه از گناه خود توبه كرده است، نه آن شخصي كه قصد گناه را دارد، يا قصد توبه و بازگشت و دست برداشتن از گناه را ندارد) و همچنين فرمود: اگر كسي يك بار به زيارت من بيايد، من در سه جا به فرياد او مي رسم و پاسخ زيارتش را مي دهم:
۱: شب اول قبر
۲: به هنگام عبور از پل صراط
۳: هنگام محاسبه اعمال و در نزد ميزان
ما اعتقاد داريم كه امام رضا معصوم هستند و از گناه و خطايي حتي كوچك، مبرّا مي باشند، و وقتي اين امام رئوف وعده فرموده اند، به تحققش يقين داريم لذا آن كسي كه دوست دارند در اين سه مكان، امام رضا، ياريش كنند، همين الان از راه دور و نزديك، رو به حرم امام رضا بايستد، و يك زيارت معنوي با قلب و جان و دلش داشته باشد، و سلامي خدمت حضرت عرض كند و يقين داشته باشد كه :
گر چه دوريم به ياد تو قدح مي گيريم - بعد منزل نبود در سفر روحاني
البته ۲۳ ذي قعده، بنا بر يكي از اقوال، سالروز شهادت علي بن موسي الرضا عليه السلام نيز مي باشد
اين را براي آنهايي مي نويسم كه مشتاق زيارت امام رئوف هستند و دلشان تنگ شده براي زيارت حرم آقا، و براي اينكه وظيفه زير سايگي خودم مي دانم، از طرف انها حتما به زيارت امام رضا مي روم و برايشان دعا مي كنم، التماس دعا
از طرف تمامي دوستان و حاجت مندان نائب الزياره هستم ان شاء الله
ولادت با سر سعادت امام هشتم شیعیان، ضامن آهو، ولی نعمت ما ایرانی ها، امیر دلها، ملجأ و پناهگاه بی پناهان، حضرت ابالحسن علی ابن موسی الرضا صلوات الله علیه، را به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و رهبر عزیزمان و شما محبین اهل بیت تبریک عرض می کنم.

((( ما مشهدی ها، همسایه امام رضا نیستیم، زیر سایه امام رضا هستیم )))
دوستان در این شب عزیز و مغتنم، برای همه حاجتمندان، خصوصا فرج مولا بقیة الله الاعظم و برآورده شدن حاجات، و رفع مشکلات و موانعِ ازدواج جوانان و شفای مریضان، حتما دعا کنید.

سلام تا حالا به این فکر کردین که ما وزارت جنگ نداریم، بلکه وزرات دفاع داریم، می دونید واسه چی؟ واسه اینکه پیام ایران اسلامی در تعامل با کشورهای جهان، صلح و نوع دوستی است و مخالف با تبعیض نژادی است و لذا نیازی به جنگ و ستیزجویی ندارد، و همچون بعضی کشورها که تنشان می خارد برای جنگ، نیست، لذا به دستور امام خمینی این وزارت خانه، به وزرات دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، نامگذاری شد. و ما در صدد تجهیز قوای نظامی هستیم فقط به خاطر بالا بردن قوای دفاعی در زمان حمله احتمالی دشمن، و گرنه ایران آغاز کننده جنگ نمی باشد. این را گفتم به خاطر توجه دقیق تر به نام " دفاع مقدس " که در هفته گرامیداشت آن هستیم و بسیار وظیفه سنگینی داریم که در جهت حمایت و دفاع از ارزشها، در مقابل شهداء و جانبازان و آزاده های هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی شرمنده و سرافکنده نباشیم. آنچه که مهم است الگو گیری از سیره شهداء و آزادگان و جانبازن جنگ است تا در دفاع از دین و ارزش ها و اسلام و قرآن سربلند بمانیم.
یا علی
و من الله التوفیق فی جمیع الامور
* * * ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک باد * * *
قبل از اینکه این پست جدید را بنویسم، باید به اطلاع دوستان برسانم، به جهت آغاز سال تحصیلی جدید با توجه به اشتغال درسی حقیر، دیگر مثل سابق نمی توانم این وبلاگ را به روز کنم، اما برنامه ریزی کرده ام که حداقل هفته ای یک بار یک یادداشت جدید، در موضوعات مرتبط، ارائه کنم، امید است خداوند توفیقش را عنایت فرماید.
این یادداشت، به بهانه ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، مکتوب شد، و از دوستان می خواهم که حتما در بخش نظرات، با درج نکات سودمند بنده و سایر خوانندگان را بهره مند گردانند.
بدون مقدمه برم سر اصل مطلب، آیه ای در قرآن شریف داریم که خداوند متعال می فرماید: مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون، هر كس كار شايستهاى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مىداريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مىدادند، خواهيم داد. (نحل 97)
در این آیه دقت کنید خداوند می فرماید هر کسی که عمل صالحی انجام دهد فرقی ندارد چه زن باشد یا مرد، و البته با ایمان است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم و . . .
خیلی از اوقات از دوستان دانشجو و خانم ها شنیده ام که اسلام بین زن و مرد تبعیض قائل شده است، و حقوق زن و مرد رعایت نشده، امروز که روز ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها می باشد، فرصت خوبی است تا به عنوان نمونه و برای پاسخ به این شبهه و سوال متداول که برگرفته از تفکرات منحرف فمینیسم افراطی است، به این مساله بپردازم و توضیحاتی در حد توان و وقت محدود نگارنده در ارتباط با این موضوع ارائه شود.
در بین اهل بیت معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، بزرگوارانی هستند که جایگاه والایی دارند و خداوند متعال به ایشان عنایات ویژه داشته، همچون قمر بنی هاشم ابالفضل العباس صلوات الله علیه، حضرت خدیجه سلام الله علیها و حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، این بزرگواران معصوم نیستند، اما در مرتبه ای بعد از مصومین تالی تلو معصومین می باشند، و خداوند به آنها مرتبه ای را عنایت فرموده که در نزد اهل بیت جایگاه ویژه ای داشته اند، مثلا حضرت معصومه سلام الله علیها، چنان عظمت و شأن جلیلی دارند که امام صادق صلوات الله علیها (45 سال قبل از ولادت حضرت معصومه و 70 سال قبل از وفات ایشان) می فرمایند: دخترم که از فرزندان موسی بن جعفر می باشد در قم مدفون می گردد که شفیعه روز محشر می باشد، و هر که او را زیارت کند، بهشت بر او واجب گردد.
این دو ویژگی که به مقام حضرت معصومه نیز اختصاص یافته است، با اینکه ایشان بانویی میانسال و مجرد بوده اند و ازدواج هم نکرده اند، به چه جهت است؟؟؟ دلایل متفاوت و متعددی دارد و فضایل ایشان نیز کم نیست، اگر بخواهم به بیان فضایل حضت معصومه اشاره کنم، در این مختصر امکانش نیست و مجالی وسیع تر را می طلبد، لکن به این اندازه بگویم که چه زن باشی یا مرد، در پیشگاه خداوند متعال تقوی مهم است، وقتی امام رضا، بعضی از حاجتمندان را به خدمت خواهراشان حضرت معصومه ارجاع می دهند، و همچنین امیر المومنین به پدر آقای مرعشی نجفی بعد از انجام یک چله ای که مجرب حاجات را روا می کرده، و در صدد زیارت قبر حضرت زهرا سلام الله علیها بوده اند، می فرمایند که به زیارت کریمه اهل بیت برو که ثواب زیارت ایشان همچون زیارت جده ات فاطمه زهراست و گویا جده ات را زیارت کردی، این فضایل همه و همه نشان از این دارد، که ایشان در پیشگاه خدا و معصومین جایگاه والایی دارند. در دین ما به مقام زن نیز توجه فراوانی شده است، و نمونه بارزش بانوانی هستند که اولیاء الهی و مرجع معنوی مومنین می باشند. به نظر من این بهترین پاسخ برای کسانی است که می گویند در دین ما زن جایگاهی ندارد، این اشکالات و سوالها به راحتی و با اندک تاملی جواب داده می شوند لکن بایستی خداوند دلی روشن و چشمی بصیر، عنایت فرماید.
در پاره ای از مسائل بیش از این نیاز به توضیح است، که به جهت ضیق وقت بنده، ان شاء الله در آینده به ادامه آنها می پردازم.
یا علی
و من الله التوفیق فی جمیع الامور
آجرک الله یا صاحب الزمان
سالروز شهادت امام صادق صلوات الله علیه، رئیس مذهب تشیع، ششمین امام اهل ایمان، غریب مدینه، را به محضر امام زمان، رهبر معظم انقلاب و تمامی محبین اهل بیت تسلیت عرض می کنم، در این شب پر از غم به جهت کسب فیض، و با توجه به کمبود وقتم، چند لینک مفید را جهت مطالعه دوستان عزیز قرار دادم و به همین این مقدار بسنده می کنم، امید است نام همه ما در جمع عزاداران ثبت و ضبط شود ان شاء الله.
گزيدهاى از اخلاق حضرت امام جعفر صادق عليه السلام
ویژه نامه شهادت امام صادق علیه السلام

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
البَخیلُ حَقَّاً مَن ذُکِرتُ عِندَهُ وَ لَم یُصَلِّ عَلَیَّ
بخیل و خسیس واقعی و حقیقی کسی است که من را یاد کند، و بر من صلوات نفرستد.
وسائل الشیعه جلد 7 صفحه 204
شب جمعه است جهت تعجیل در فرج امام زمان و خشنودی حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
سلامتی و طول عمر مقام معظم رهبری
سلامتی محبین اهل بیت
رفع مشکلات و موانع ازدواج جوانان
صلوات
از اعمال روز جمعه، ذکر 100 صلوات است.
بررسی علل و عوامل فساد و عدم عفاف و حجاب در جامعه
" اگر این یادداشت را نخوانید، نصف عمرتان بر فناست "
سلام
به قول بابا إتی " مرد نیست این دوست عزیزمون که . . . "
مرد نیست اون نامردی که میذاره زنش، خواهرش، دخترش، مادرش، به طور کلی ناموسش، با هر وضعی که امکان داره بیاد تو جامعه
به نظر من معضل بی حجابی، نه بد حجابی، یه معضلی است شبکه ای و اجتماعی و همه اجتماع مقصرند، نه فرد خاصی، نه روحانی ها و آخوندها، نه آموزش و پرورش، نه وزارت فرهنگ و ارشاد، نه دانشگاه، نه خانواده، نه مدرسه، نه آنتن ماهواره، نه اینترنت، نه چشم تو هم چشمی، به تنهایی، بلکه همه و همه، دست به دست هم، باعث شدند، این وضع به وجود اومده.
مگه چی شده؟ یعنی اتفاق خاصی تو جامعه افتاده؟ از شما می پرسم!!
هی بابا، تازه آقا می پرسه مگه چی شده؟؟ هیچ چی چهارتا جوون دوست دارن، هرجوریکه دوست دارن تو جامعه راه برن، قرن 21 آزادی، دموکراسی، دم از حقوق حیوانات می زنند، ما هم آزادی داریم دوست داریم، هر جوری دلمون خواست راه بریم، حرف داری بزنی؟؟؟!!!
ما هم که اصلا آزادی بیان نداریم، واسه همین، ساکت می نشینیم و دست روی دست می ذاریم . . . . !!!!!!
(بخشی از مکالمه طرفینی اهل نزاع - برای کمکرسانی جهت ورود سریعتر و آسانتر بازدیدکنندگان به اصل بحث)
* * * * *
اونایی که می گن بیش از سه دهه از انقلاب گذشته، از رای 98 و اندی درصدی مردم به آری جمهوری اسلامی، گذشته، وضع بهتر نشده، بدتر شده، با شماها هستم، بدونید، خودمون مقصریم که این وضع به وجود اومده، جامعه یعنی افراد، که متشکل از آحاد است، یعنی فرد فرد این انسانها در کنار هم، جامعه را تشکیل داده اند.
وقتی می بینی یارو ناموسش، از مدلهای تمام عریانِ شبکه های ماهواره ای، بدتر توی پیاده روی همین جامعه ما قدم می زنه و ککش هم نمی گزه، تازه بقیه با، بَه بَه و چَه چَه نگاهش میکنند و لذت می برند و یارو غلط می کنه بگه چرا نیگا می کنی داداش؟ وقتی می بینی شوهره به زنش می گه، اگه آرایش نکنی، تو رو با خودم نمی برم مهمونی خونه رفیقم، وقتی می بینی داداشه غمش نیست، که خواهرش چه جوری لباس بپوشه و تازه بیشتر دوست داره خواهره بیشتر جلب توجه کنه، تا خواهرش نظر رفیق داداشه رو به خودش جلب کنه، تا این داداشه، مخ خواهر رفیقش رو بزنه، وقتی زن شده، کالای تبختر و افتخار و فخرفروشی و برتری طلبی، وقتی پای شبکه های من و تو و فارسی وان، به طور کلی با همه فیلم ها و سریال ها و مسابقه ها و . . . صحبت از رابطه جنسی ضربدری و نامشروع و خیانت و کوفت و زهرماره، وقتی می بینی خیلی راحت داره رابطه های جنسی نامشروع به صورت گروهی رو در جامعه رواج میده، و این نامرد قصه ما، یکی از اونها هم خودشه و چون خودش دوست داره که این وضع ادامه داشته باشه، به ناموسش حساسیت نشون نمیده، اینها رو می بینی و خفه خون می گیری و خودت میشی یکی مثل همه اونها، اونوقت همه و همه باعث می شه، این وضع نکبت پیش بیاد.
توی همین وبلاگ در نظرات خصوصی، آقا پسری به من میگه حاج آقا کمکم کنید، چون ننه بابام توی خونه مراعات نمی کنند، و پای ماهواره هر عشق بازی و معاشقه ی کثیفی رو جلوی سه تا بچشون می کنند، خواهرم از من درخواست رابطه جنسی داره، و من موندم چه کنم؟؟؟ نکنه یه وقت بره از یه غریبه گدایی محبت و عشق بازی کنه! (معاذ الله از این بلاها و عذاب های آخر الزمان)
توی این جامعه شلوغ پلوغ، که تا مردم دو سه روز وقت بیکاری و تعطیلی و علافی گیر میارن، به بهانه زیارت میان تا به تعداد هزارتا کثافت کاری دیگه و دختر بازی توی حرم امام رضا، بیفزایند، و . . . من آخوند، باید خون دل، بخورم که ناموسم با حجابی کامل بازم از زیر فشار نگاه های نامردهای هیز و بد چشم، نمی تونه راحت رد بشه، مرد اگه مرد باشه، غیرت داشته باشه نذاره، زنش، خواهرش، مادرش، ناموسش، لخت و عریان که بماند، تازه مساوی میشه با حیوون، بلکه آرایش کرده و زینت کرده و بزک کرده، با هزار قلم خرج واسه ریخت نحسش (اولئک کالانعام بل هم أضل) بیاد قدم بذاره توی این شهر مقدس امام رضا، نیستید بیاین ببینین گند زدن به هرچی معنویت و شور خدایی است، توی این شهر مذهبی، ماه رمضون که تموم شد، توبه و استغفار و دعای جوشن و قرآن و العفو تموم شد، گند زدن توی پایتخت معنوی ایران.
وقتی میگی چرا؟ میگه حاجی یه کم خاکستری نگاه کن! نه سیاه و نه سفید، چرا همش نیمه خالی لیوان رو نیگا می کنی؟؟؟
میگه بابا مگه ما دل نداریم شاد باشیم، خوش باشیم، خوشی رو که از ما گرفتین شما آخوندها.
هیچی نمی تونی بگی به این آدم، مگه گفتنِ واقعیت های جامعه سیاه نگاه کردنه؟؟؟
مگه خوشی و شادی، زدن و کوبوندن و رقصیدن و خوردن عرق و شراب، لب ساحل دریاست؟؟؟!!!!؟؟؟!!!
مگه خوشی و شادی و راحتی، لختی و عیاشی و هرزگیه؟؟؟؟؟
بابا بیا ببین، یارو با خانوادش تفریح سالم دارن، نه یه ذره جامعه رو آلوده می کنند، نه مزاحم دیگران میشن!!!!
به قرآن دیگه از گلوم صدام در نمیاد، فشار این بی ناموسی ها، به بالاتر از حلقومم رسیده، نمیشه راه بری توی این شهر مشهد مقدس امام رضا . . .
خدا می دونه شب تا صبح که مردم سرشون رو میذارن رو بالش و می خوابن تا صبح چند صد هزار تا زنا رخ میده، باید با خاک یکسان بشه این شهر کثیف و آلوده، نکبت می باره از در و دیوارش، به خود خدا قسم، اگه نبود ضامن آهو امام نازنین ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا صلوات الله و صلوات ملائکته و رسله و انبیائه و جمیع مخلوقاته علیه) باید خدا عذابی بالاتر از عذاب قوم عاد و ثمود و نوح و صالح و . . . سر ما می فرستاد، خیلی ناراحتم از این مردم بی احساس و بی تفاوت و بی غیرت، آدمایی که به ظاهر انسانند اما هیچی واسشون مهم نیست، کل هیکل ناموسشون رو نگاه های حرام داره به تاراج می بره عین خیالشون نیست که بماند تازه می خنده و خوشحاله که توی زیبایی و غیره ناموسش زده رو دست دیگران . . .
بخش اول - ادامه دارد . . .

"شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد" در اوایل شهریور ماه ۱۳۹۱با حضور 120 عضو و ناظر در تهران برگزار می شود و برگزاري آن نشانه تأثير ايران در معادلات جهاني و كارآمدي نظام جمهوري اسلامي درعرصه هاي سياسي و بين المللي است.

"به ادامه مطالب مراجعه بفرمایید"

سلام
توی این دنیای مجازی خیلی جاها دیدم که خیلی ها خودشون رو با نام هایی مثل "یک منتظر"، "منتظر شیدا"، "منتظر المهدی"، "عاشق منتظر"، "منتظرالقائم" و . . . معرفی کردند، با خودم گفتم من می ترسم خودم رو یه طلبه معرفی کنم، حتی یه سرباز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، چرا که این نام ها و اسم ها مسئولیت می آورد، اینها ادعا است، یعنی من معنا و مسمای این نام ها را دارم، در حالی که واقعا طلبه نیستم، طلبه یعنی طالب شدید علم و عمل و امام زمان، در حالی که در طول روز، لا به لای افعال و اعمال روزمره ام کمتر از 10 درصد حتی به یاد مولایم امام زمان هستم، اینکه می گویم حجت الاسلام می ترسم، نیستم ولی به خاطر تمایز نامم با دیگران می گویم، که هویت ام و رسالتم در این دنیای بی منتهای مجازی، مشخص شود.
می خواستم بگم، انتظار مفهومی بس عمیق و با ارزش است. برای دوستانی که مایل هستند به صورت مختصر و خلاصه ویژگی های یک منتظر حقیقی را به صورت موردی بیان می کنم و از خداوند متعال عاجزانه می خواهم که به ما مقام یک منتظر حقیقی را ارزانی فرماید، و ما را یک منتظر حقیقی قرار دهد، ان شاء الله تعالی
1) انتظار یعنی چشم به راه بودن، یک منتظر، مضطرب است، نگران است، بی تاب است، چشمش به راه است تا مولا بیاید. دست روی دست هم نمی گذارد، گناه نمی کند. پس من منتظر نیستم.
2) آنکه در انتظار مهدی است، سر از پا نمی شناسد، و در تلاش است تا خود و محیط اطراف خود را برای آمدن مولا، آماده کند و موانع حضور او را برطرف سازد. پس من منتظر نیستم.
3) پیامبر اکرم فرموده اند: بهترین اعمال امت من، انتظار فرج است. اگر من عامل بهترین اعمال باشم، که حوائج و خواسته های خودم را بر مولایم مقدم نمی دارم. پس من منتظر نیستم.
4) از وظایف منتظر، شناخت امام است، من که حتی یاد حضرتش را در ذهن ندارم، چگونه می توانم بگویم، شناخت حضرتش را دارم. پس من منتظر نیستم.
5) از وظایف منتظر الگو پذیری از مولاست، من که همه را غیر از مولایم قبول دارم و او فرموده نماز اول وقت بخوان، برای فرج من دعا کن، به پدر و مادرت احترام بگذار، و . . . اما بر خلاف اوامر او عمل می کنم، یعنی مولایم الگوی اول و نمونه و برتر اعمال من نیست. پس من منتظر نیستم.
6) از وظایف منتظر این است که به یاد امامش باشد، من که در نمازم که باید به یاد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم اما ندارم، پس در لحظات روزمره ام هم به یاد مولایم نیستم، تنها یاد کافی نیست، یاد مولا باشی و یار او باشی نه اینکه یاد مولا باشی و بار او باشی. پس من منتظر نیستم.
7) کسی منتظر حقیقی است که در راستای وحدت و همدلی شیعیان قدم بردارد، من که با غیبت و تهمت و حسادت و . . . غیر از شکستن دل مولایم کاری ندارم. پس من منتظر نیستم.
8) باید در مقابل بدعت ها و انحرافات و رواج منکرات و زشتی ها در دین ایستادگی کنم، اما در خلوتها، مولایم را فراموش می کنم. پس من منتظر نیستم.
9) باید همچون مولایم دست ناتوان را بگیرم و کمکش کنم، اما هرکسی به فکر خودش است، از نشانه های آخر الزمان است که: " کل یدعو الی نفسه" هر کسی مردم را به سوی خودش می کشاند و از در خانه خدا و اهل بیت آنها را دور می سازد. من دل ضعیفان را بسیار شکستم. پس من منتظر نیستم.
اگر این ویژگی ها را داشته باشم منتظر هستم. پس بکوشیم برای لبیک به مولایمان.
حضرتش عجل الله تعالی فرجه الشریف فرموده است:
.::"" إنا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم ""::.
::. ما در یاری شما کوتاهی نداریم و از یاد شما غافل نیستیم .::
یا بقیة الله أدرکنی
در آخرین لحظات یوم الهدم، 8 شوال، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع، بعد از این اتفاقات عظیم و هتک حرمت ها از طرف دوستان نالایق، این مصیبت عظیم را به محضر بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف و خلف صالحش مقام معظم رهبری آیة الله العظمی خامنه ای، و به تمام شیفتگان و دلباختگان اهل بیت معصومین صلوات الله علیهم أجمعین، تسلیت عرض می کنم
چه دعايى کنمت بهتراز اين
که کنار پسر فاطمه، هنگام اذان، قامتت قد بکشد
در دو ركعت، به نمازی که نثارحرم و گنبد برپا شده ى حضرت زهرا بکنی
یا اماه یا فاطمة الزهراء أغیثینی
إلتماس دعا
تخریب حرم حضرت محسن (ع) فرزند امام حسین (صلوات الله علیه) در شهر حلب سوریه
رسانه ها از حمله تروریستی به مرقد منسوب به فرزند امام حسین(ع) در حلب سوریه خبر دادند.

مراجعه کنید به ادامه مطالب
غفلت از هویت شیعی در شرایط نیاز به آن
آقایان وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک به این سؤال پاسخ دهند که: اگر عزای اهل بیت(ع) و شعائر دینی برای شما اینقدر کم اهمیت است پس چرا در هنگام مسابقات، به آن بزرگواران(ع) متوسل می شوید و یا از مردم التماس دعا می کنید؛ و اگر اهل بیت(ع) و شعائر برای شما مهم است چرا از بین این همه شب، شب 8 شوال را برای جشن و پایکوبی و سوت و کف انتخاب کردید؟
به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
"بسم الله الرحمن الرحیم"
89 سال پس از تخریب
در این مقاله، می توانید بهره ببرید از :
1) تاریخچه بقیع
2) خاطره ای از بازداشت شدن من در بقیع به عنوان یک شیعه مظلوم، به خاطر دفاع بر حق از إعتقاداتم.
3) فایل یک عکس سه بعدی زیبا از بقیع که می توان به عنوان زیارت مجازی از آن استفاده نمود.
یکی از دوستان من این عکس را مشاهده می کرد و رو به قبله می نشست و زیارت جامعه کبیره را قرائت می کرد و اشک می ریخت
ان شاء الله خدا توفیق زیارت آن سرزمین غریب و مظلوم را به همه آرزومندان عنایت بفرماید.
دوستان، من امسال مشرف شدم مدینه و مکه، ولی هنوز در حسرت یه اشک ریختن راحت و آروم توی بقیع هستم، خیلی حالم گرفته شد از جو پرخفقان و پر از ظلمی که در بقیع حاکم بود، ان شاء الله هر کی نرفته، خدا، قسمت و روزیش کنه به زودی زود بره، و زیارت کنه ائمه بقیع رو، تا از این به بعد با درک عمیق فاجعه، از ته دل بسوزه و توی خلوت و تنهاییهاش آتیش بگیره.
یه خاطره ای از بقیع دارم (جریان بازداشت شدنم) خیلی دوست داشتم سر یک فرصتی بنویسمش، فکر کنم الان وقتشه، خیلی مفصله ولی از خدا و اهل بیت می خوام کمکم کنند.
قبل از هر چیز باید خودمان را موظف بدانیم، که برای نشر و انتشار مظلومیت بقیع از هیچ چیزی دریغ نکنیم!
هم عهد و پیمان می شویم تا در این فضای مجازی، ماهیت خبیث و پلید وهابیت را روشن کنیم و از تمامی توانمان بهره گیری کنیم تا دل اهل بیت را شاد کنیم إن شاء الله
دوستانی که در این امر شریک می شوند در قسمت نظرات همکاری خودشان را اعلام نمایند.
**************************************************************************************
1) تاریخچه بقیع: (روی لینک کلیک رنجه بفرمایید تا به صفحه یادداشت تاریخچه بقیع وارد شوید)
(حتما مطالعه بفرمایید، مختصر است و مفید، بابت این صفحه وقت زیادی گذاشته ام و زحمت زیادی کشیده ام)
2) خاطره من:
شب چهارشنبه، آخرین شبی که در مدینه بودیم، یعنی فردا ظهرش به طرف مکه حرکت می کردیم، بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد النبی نشسته بودیم که صدای امام جماعت بلند شد:
الصلاة علی الاموات و الاطفال یرحمکم الله (نماز میت می خوانیم برای مردگان یا کودکان، شما هم اقتدا کنید، خداوند شما را بیامرزد)
منتظر این چنین لحظه ای بودم چون با دو نفر از دوستانم هماهنگ کرده بودیم که شب هنگام به همراه تشییع کنندگان جنازه، به داخل قبرستان بقیع برویم، سراسیمه از مسجد خارج شدیم و منتظر خارج شدن تابوت و جنازه از درب مخصوص امام جماعت که سمت قبله است، ماندیم، تا بالاخره خارج شد و دوان دوان با یک دنیا استرس و اضطراب با سرعت دوی ماراتون به دنبال جنازه راه افتادیم، قبلا لباس عربی (دشداشه) پوشیده بودم تا شناخته نشم.
بالاخره با هزار نذر و نیاز و دلهره وارد شدیم، عجب فضایی و زمانی بود، شب هنگام دلم پر از ترس و دلهره قبرستان تاریک و خاموش، در تصورم تشییع جنازه شبانه مادرمان حضرت زهراء سلام الله علیها بود ولی فرقش این بود، که جنازه یک وهابی ملعون را تشییع می کردیم، اشکالی نداشت به خواندن زیارت جامعه کبیره مقابل قبور ائمه از نزدیک می ارزید.
محل دفن جنازه تقریبا آخر قبرستان بود، به گور آن ملعون رسیدیم، یک چراغ صد وات را روشن کردند و جنازه را داخل قبر گذاشتند و طبق معمول پودری را روی بدن پاشیدند تا ظرف سه روز بدن متلاشی شود و از بین برود.
تقریبا نیم ساعت وقت داشتیم چرا که مامورین و مفتی ها می گذاشتند تا اقوام میت سر قبر او باشند و بقیه هم در قبرستان پخش شدند و برخی هم خارج شدند.
من به همراه رفقام طبق نقشه ای از پیش تعیین شده، قبرستان را دور زدیم و از پشت قبور اهل بیت به جاده ای که موزاییک پوش است و از کنار قبور اهل بیت رد می شد و به مقابل قبور مطهر ائمه ختم می شد، بالا آمدیم و وارد شدیم، ناگهان مواجه شدیم با یک مفتی که رو به تماشاگران نشسته بود و پشتش به ما و قبور ائمه بود.
سریعا از کنارش رد شدیم و به جمعیت کمی که مقابل زنجیرها ایستاده بودند ملحق شدیم.
مفتی وقتی فهمید که من و دوستانم از پشت سر امدیم از ما پرسید: این ذهبتم (کجا رفته بودید) از اینجا به بعد مکالمه و گفتگویی است بین من و ان مفتی وهابی که هم عربی هایش را می نویسم و هم ترجمه می کنم.
در جواب گفتم: ذهبنا لننظر قبور المسلمین (رفته بودیم قبور مسلمین را نگاه کنیم)
با دستش اشاره کرد به قبور اهل بیت و پرسید: هذه القبور تنفع او تضر ؟ (این قبرها نفع می رسانند یا ضرر)
در جواب گفتم: هذه القبور لا تنفع و لا تضر (این قبرها نه نفع می رسانند و نه ضرر) لکن من الذی کان فیها ینفع او یضر (این قبرها ضرر یا نفع نمی رسانند بلکه آنهایی که در میان آنها دفن شده اند نفع می رسانند)
او : داد زد و با صدای بلندی گفت: لا، اهل البیت کانوا مثلنا لا یقدرون ان یدفعوا ذره منکم (نخیر اهل بیت مثل ما هستند، نمی توانند ذره ای را از شما دفع و دور کنند) استدعا من المیت شرک (طلب دعا از مردگان شرک است)
من: اسال منک سوالا (از تو سوالی می پرسم) لماذا تسلمون فی صلاتکم علی النبی (چرا در نمازهایتان بر پیامبر درود و سلام می فرستید) أ لیس هذا بشرک (ایا این کار شرک نیست؟) شما در مقابل خدا هستید و او را عبادت می کنید ولی به پیامبر سلام می فرستید ، لماذا؟ (چرا)
او: امرنا النبی (پیامبر به ما امر فرموده و تعلیم داده که بر او درود بفرستیم)
من : النبی صلوات الله علیه أ ما یامرکم بالتبعیه من علی ابن ابیطالب (پیامبر به شما امر نکرده که از علی و اولادش تبعیت کنید)
صدایم را بالا بردم و گفتم خدا در قرآن فرموده:
اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم اولی الامر چه کسانی هستند به غیر از علی و اولادش؟
انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (اهل بیت کیست به غیر علی و اولادش)
و انذر عشیرتک الاقربین (اقوام نزدیکت را به توحید دعوت نما)
علی (ع) کان فی عشیره الاقربین عشر سنین (علی در جریان دعوت عشیرة الاقربین ده ساله بود و اولین نفری بود که به پامبر ایمان آورد و خلیفه اول و دوم کجا بودند)
تا این را گفتم بسیار ناراحت شد و موبایلش را از جیبش درآورد و شروع کرد به زنگ زدن، من متوجه قضیه نشدم و ادامه دادم، داشت صدایم را ضبط می کرد یا زنگ می زد به رفقایش تا سرم خراب شوند.
ادامه دادم و با شور بیشتری گفتم: النبی الاکرم کان شخصا دقیقا و متفکرا فی ماء غسله و کیفیه غسله بعد موته، کیف لا یتفکر فی وصی بعده و هذا الامر مهم جدا عظیم اثره و لکن الصحابه کیف تجرئوا إذ جمعوا فی السقیفه و عینوا الخلیفه بعد النبی و من اشد کفرا من ابی بکر و عمر (پیامبر شخصی دقیق و معصوم و بدون خطا بود و در آب غسل خود بعد از مرگش به علی وصیت کرده بود که علی جان اینگونه مرا غسل بده با آب خاصی و با شرایط و تعداد دفعات غسل معینی و به این کیفیت کفن کن، چگونه برای امر جانشینی بعد از خود که بسیار مهم و بزرگ و عظیم است فکری نکرده که صحابه از پیش خود در سقیفه جمع شدند و خلیفه ای مشخص کردند همچون اولی و دومی در حالی که کافر تر از آنها نبودند)
تا این را گفتم، جوان مصری که دانشجو بود و سمت راست من ایستاده بود خطاب به مفتی وهابی گفت:
کلامه مضبوط و ما الجواب ؟؟؟؟ (کلام و سخن و استدلال و سوالش منطقی و مستدل و متقن است، جواب تو چیست؟)
مفتی وهابی تا این را شنید از روی صندلی بلند شد و به طرف من آمد و داد زد :
کفرت عمر؟؟؟ أسأت عمر؟؟ (عمر را تکفیر کردی هان، به عمر اسائه ادب کردی هان)
یکی از دوستانم که سمت چپ من ایستاده، پایم را ناخن جله (همان نیشگون خودمان) گرفت، در گوشم گفت فروتن بس کن ساکت باش گند زدی!
من کمی عقب آمدم و به سمت در خروجی به راه افتادم
ناگهان از پشت سرم شنیدم مفتی وهابی داد زد:
عسکری عسکری ! ! ! إغلق الباب (سرباز سرباز، در را ببند)
تا این را شنیدم دلم فرو ریخت و ترس شدیدی بر بدنم غلبه کرد، آخه از دوستام شنیده بودم که اگر زندانی کنند حداقل 48 ساعت بازداشت می کنند و داخل قفس می کنند، و کتک و توهین و . . .
از کتک و . . . ترسی نداشتم، فقط به فکر این بودم که کاروان فردا ظهر می خواهد به طرف مکه به راه بیفتد و خانمم که به همراه من در این سفر بود، را به چه کسی بسپارم؟؟؟
درب خروجی را به اندازه یک نفر بازکردند و همه را یک به یک به ستون بیرون کردند و سربازی به طرف من آمد و با کف دستش محکم به سینه ام کوبید و من را کنار دیوار هل داد و خوردم به دیوار و داد زد : خلی نفسک، خفض کلامک (وایستا کنار دیوار و دهنت رو ببند)
من به همراه همه دوستان و آن جوان مصری و چند دانشجوی ایرانی که در طرح عمره دانشجویی برای زیارت مشرف شده بودند هر کسی که ایرانی بود و زبان ایرانی می فهمید، به صورت جمعی درخواست عفو و بخشش کردیم اما آن بی رحم سنگدل داد می زد و می گفت: بیرون بروید، هذا الرجل سب عمر و ابابکر (این مرد - منظورش من- به عمر و ابابکر فحش داده و باید شلاق بخورد)
تا این را شنیدم بند دلم پاره شد و گفتم وا ویلا این برای من حکم توهین و فحش و ناسزا صادر کرد، بدبخت شدم، جزای کسی که به خلفا توهین کند در اعتقاد وهابیت، گردن زدن یا سنگسار است و با خودم گفتم: تمام
وقتی همه را بیرون کردند در آخرین لحظات به دوستم گفتم: فلانی مدیر کاروان و بعثه مقام معظم رهبری را خبر کن که اجلم سر آمد.
قبرستان بقیع خالی شد، دو سرباز نظامی آمدند طرف من و من را با فحش و ناسزا به زیرزمین داخل بقیع بردند، آنهایی که مشرف شدند می دانند کجا را می گویم، سمت راست درب ورودی بقیع پشت موتورهای کولرهای گازی راه پله ای است، پنهان و مخفی و مخوف و ترسناک.
پاهایم را با لرشی محرز و خیلی تابلو، داخل پله که گذاشتم سربازی از زیر زمین در را باز کرد و به اسقبال من آمد و با مشت و فحش از من پذیرایی کرد وقتی مشت به شکمم می زد فحش می داد، انت کلب، انت حمار، انت نجس، مشرک، منافق، انجس من کل نجس (تو سگی تو خر و الاغی و نجس و پلید . مشرک و منافق هستی و از هر نجسی نجس تر هستی)
تا این ها را شنیدم در دلم متوسل شدم به حضرت زهرا (سلام الله علیها) و گقتم مادرجان یا فاطمه الزهرا اغیثینی، یک مرید و عاشق و محب شما در دست اینها همه نمک به حرام هایی که حرمت هیچ چیز را نگه نمی دارند، که مگر چه کار کردم؟ از شوهرتان مولایم امیرالمومنین دفاع کردم . . . دلم منقلب شد
وارد یک راهرویی شدیم مثل راهروهای ورزشگاه های فوتبال، دراز و سمت چپ و راست اتاق های تو در تو،
به آخر سالن رسیدیم یک اتاقی که دو قطعه فرش پهن بود و یک مهتابی به سقف آویزان بود و سینی چای و تخته نرد و ورقهای کارت بازی و قمار و بیسکوئیت و سیگاری که می کشیدند و یک تلویزیون البته خاموش . . .
سه چهار نفر از سربازان نظامی با قیافه هایی خشن و فحش زیر لب دوره ام کردند.
آن مفتی وهابی رفت و کاغذی آورد و گزارشی نوشت، کارت آی دی من را خواست، من آنجا با لباس روحانیت نبودم ولی روی کارت آی دی من عکسی با لباس روحانیت چسبانده بودم.
تا عکسم را دید گفت: ها أنت معلم !!!!
بله تو روحانی هستی؟؟؟
لبهایم از شدت ترس و دلهره خشک شده بود و به زور به هم می چسباندمشان!
در جواب با چهره ای مظلومانه جواب دادم: بله
به من گفت صادقانه اقرار کن به گناهی که مرتکب شدی و کتبا تعهد بده که دیگر تکرار نمی کنی و امضا کن آزادت می کنیم، (مدیر کاروان ما، در جلسات توجیهی تذکر داده بود که به هیچ وجه حتی اگر تصادف کردید و ماشینی به شما زد و شما را به بیمارستان بردند و گفتند کاغذی را امضا کنید، اصلا و ابدا امضا نکنید)
کاغذ را که یک کپی هم از کارت آی دی من ضمیمه اش بود، مقابل من گذاشت و گفت امضا کن.
من یاد حرف مدیر کاروان افتادم و گفتم: من نه فحش دادم و نه عمر و ابابکر را تکفیر کردم.
تو سوالی پرسیدی و من جواب دادم و من سوالی پرسیدم و تو جواب ندادی!!!
من گناهی را مرتکب نشدم تا تعهد بدم که دیگر تکرار نمی کنم!
وقتی این را شنید بسیار ناراحت شد، با لهجه محلی شروع کرد به حرف زدن با من، عنایت حضرت زهرا بود من ناخود آگاه گفتم، من زبان محلی شما را نمی فهمم (در حالی که می فهمیدم) و گفتم با من فصیح صحبت کنید.
مفتی وهابی به عربی فصیح به من گفت: راستش را بگو و تقوا پیشه کن و از خدا بترس.
من گفتم من دروغ نمی گویم من توهین نکردم و فحش هم ندادم.
تا این را ازمن شنیدند یکی از سربازان به زبان محلی که فکر می کردند من نمی فهمم گفت: این مرد، معلم (روحانی) است و زرنگ است و نمی ترسد و امضا نمی کند و ما نمی توانیم او را نگه داریم تا صبح، چون بدون اقرار و امضا بازداشت او جرم است و الان هم نمی توانیم او را بفرستیم به مکتبه دادرسی چونکه شب است و تعطیل، برای همین باید آزادش کنیم.
من خودم را زدم به نفهمی تظاهر می کردم که نمی فهمم وقتی از اصل ماجرا با خبر شدم، یک کمی خیالم راحت شد و محکم و استوار سر حرفم ایستادم و گفتم : امضا نمی کنم چون گناهی مرتکب نشدم.
یکی دیگر از سربازان به مفتی گفت : اگر او را آزاد کنی به ما می خندد و ما را مسخره می کند. دیگری حرف او را تایید کرد.
مفتی در جواب او گفت: چاره ای نداریم خودم با او صحبت می کنم و او را به تقوا توصیه می کنم تا متوجه کار اشتباهش شود و از روی عفو و گذشت او را می بخشم تا فکر نکند که اینجا خر تو خره و بی در و پیکره.
مفتی وهابی رو کرد به من و گفت: اسال من الله ان یخذلک و ان یفتضحک یوم القیامه
(از خدا می خوام که تو رو روز قیامت خوار و ذلیل کند و به افتضاح بکشاند، همه شیعیان تقیه می کنند، تو هم تقیه می کنی، از خدا بترس) در دلم گفتم: زکی
من گفتم: نحن نعتقد بحرمه سب الصحابه،، سیدنا القائد الخامنه ای افتی بحرمة سب الصحابه (ما معتقدیم که ناسزا و فحش به صحابه حرام است و سید و اقا و رهبر ما حضرت آیه الله العظمی خامنه ای، مقام معظم رهبری، فتوا داده اند به این مطلب) من تقیه نمی کنم. """به فدای دور اندیشی رهبر عزیزمان"""
تا این مطلب را گفتم انگار آبی بود که روی آتیش ریخته بودند، یک شخصی آنجا نشسته بود که نه نظامی بود و نه لباس علماء وهابی را به تن داشت و چهره ای دوستانه تر داشت، تا این حرف من را شنید، رو کرد به مفتی وهابی و گفت چرا این را بازداشت کردید، او راست می گوید.
بالاخره زکی ما جواب داد و خدا همان جا آن مفتی را ضایع کرد، و با روی سیاهی به من گفت: روح، امش بسرعه (پاشو برو، به سرعت بیرون شو) کارت آی دی من را داد به دستم و بلند شد و دامن لباس عربی اش را با عبایش گرفت و بالا زد و کفهایش را پوشید و من را هل داد و داد زد برو بیرون.
من دو تا پا داشتم و دو تا پای دیگر قرض گرفتم و زدم بیرون
دوستانم را دم در خروجی بازداشتگاه که کنار درب ورودی بقیع ایستاده بودند، را دیدم که مضطرب و نگران، و به خانمم هم چیزی نگفته بودند الحمد لله
وقتی بیرون آمدم مسئولین گفتند معجزه شده که تو را ظرف یک ساعت ونیم آزادت کردند و الا در شرایط عادی دو روز بازداشت رو شاخشه، همانجا سجده شکری کردم و فهمیدم توسل به مادرمان حضرت زهراء اصل ماجراست،
به هتل برگشتم
از آن روز به بعد بچه های کاروان که همه طلبه بودند به من می گفتند: آزاده
فردای آن شب، برای زیارت وداع بعد از نماز صبح رفتم بقیع آن جوان مصری را دیدم و رو به من کرد و گفت فهمیدم که در همه کشورهای نظام سلطه و شاهنشاهی، جواب منطق، زور است.
این هم از خاطره بازداشت من
و اما مرحله آخر مقاله
3) دریافت فایل عکس سه بعدی (دوستانی که دانلود کردند حتما در بخش نظرات گزارش کنند، می خوام ببینم چند بار دانلود شده)
از همه دوستان التماس دعا دارم
لطفا از ثبت نظر فراموش نفرمایید.
هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت
دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت
سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
کسی که حسن کمال چهار مریم داشت
چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت
یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت
سخای حاتم طایی کجا و این سفره
که درب خانه جودش هزار حاتم داشت
برای حضرت ام الائمه این یک بس
که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت
خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
که با ولای علی عهد خویش محکم داشت
در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت
فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت
به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت
کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت
پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت
در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
هوای رحلت او روضه محرم داشت
دوستان توجه داشته باشید که اهل سنت همچنانکه اصرار بر نامگذاری سایر خلفا به نام امیر المومنین، داشتند همچنین اصرار دارند که عایشه را به عنوان ام المومنین معرفی کنند که وجود خدیجه سلام الله علیها که مادر حضرت زهرا سلام الله علیها نیز می باشند و اول زنی است که به همراه علی ابن ابیطالب مسلمان شده است و گواه و شاهد لایق و شایسته ای بر اولویت و فضل علی ابن ابیطالب صلوات الله علیه بر سایرین است، کمرنگ شود لیکن به کوری چشم دشمنان اهل بیت نام این بانو روز به روز متجلی تر می شود بعون الله و عنایته ان شاء الله تعالی
لذا درباره شخصیت این بانو تا می توانید تبلیغ کنید و در هر مجلسی از فضایل و جایگاه این بانوی بزرگوار سخن بگوئید و در یاری دین خدا با الگوسازی و الگوبرداری از این بزرگوار قدمی بردارید و در مقابل اقدامات دشمنان اهل بیت و تشیع، ساکت نمانید
ومن الله التوفیق فی جمیع الامور
وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها به همه شیفتگان و ارادتمندان آن بانوی بزرگوار تسلیت باد.
همه بایستی شکر کنیم که کشوری مهدوی داریم، رهبری مهدوی داریم، یاد و نام امام زمان در جامعه ما زنده است جوانان هم عاشق امام زمان هستند و مردم همگی متوسل به امام عصر هستند، نباید سیاه نمایی کنیم، بایستی دل مردم را متصل کنیم به وجود مقدس بقیه الله الاعظم، (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء)
عیدی من یه عکس زیبا از مسجد مقدس جمکران میعادگاه عشق و در پایان از همگان التماس دعا.
"اللهم عجل لولیک الفرج"

برای دریافت تصویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید.
تقصيرماست غيبت طولانى شما
بغض گلوگرفته پنهانى شما
بر شوره زار معصيتم گريه ميکنيد
جانم فداى ديده بارانى شما
پرونده ام براى شما دردسرشده
وضع بدم، دليل پريشانى شما
آياحقيقت است که اصلاشبيه نيست
رفتارمابه رسم مسلمانى شما؟
يافارس الحجازبرايم دعا کنيد
درمانده ست نوکر ایرانی شما
پیشاپیش ولادت یگانه یادگار زهرا (سلام الله علیها) و نگار دلها بقیه الله الاعظم را تبریک می گویم.
وقتی این شعر رو خوندم با خودم گفتم چقدر دستهایم خالی ست
ومن الله التوفیق فی جمبع الامور
یا اساسا ضرورت وجود آن پدر مهربان و گرامی را درک کرده اید؟ ما شیعیان به ضرورت وجود امام زمان پی نبرده ایم چرا که از زمان تولد تا مرگ وجود امام را همچون وجود پدر و مادر درک نکرده ایم و نبود ایشان اتفاق ناگواری در زندگی ما نیست آنچنانکه از دست دادن مادر و پدر و یا یکی از نزدیکان برای ما سخت است.
چون از بدو تولد به ضرورت و خیرات و برکات وجود آن امام همام که از پدر مهربان تر است پی نبرده ایم در زندگیمان یاد ایشان و رضایت مندی ایشان نقش و رنگی ندارد.
از استاد قرائتی شنیدم ایشان می فرمودند اگر به شما 11 چراغ یا لامپ بدهند و شما آنها را بین ببری، چراغ بعدی را نمی دهند تا قدر وجود و کیفیت بهره مندی و استفاده از آن را فرا گیری!!!!
در هر حال در آستانه ولادت منجی بشریت امام زمان روحی له الفداء به بررسی این نکته می پردازیم البته با ارائه چند یادداشت به صورت روزانه.
از مولابم بقیه الله الاعظم (سهل الله مخرجه) می خواهم که با نظر لطفی این سرباز أحقر را در تبیین این مطلب یاری فرمایند.
و من الله التوفیق
جان لئون جرومه (1824- 1904) نقاش فرانسوی است که آثارش با سبک آکادمیسیزم شناخته می شوند.
نقاشی های تاریخی، اسطوره های یونانی، شرق، پرتره و ... دامنه ی اصلی کار های او را شامل می شوند که در حقیقت تلاشی است برای وارد کردن مکتب نقاشی آکادمی به فضای عمومی هنر.
یکی از زیباترین و تاثیرگزارترین آثار او که مشخصا موضوعات مورد علاقه ی شیعیان را در بر می گیرد، نقاشی حرم حضرت سید الشهدا (ع) است.
اطلاعات کاملی از محل فعلی نگهداری این اثر وجود ندارد اما این اثر شاخص متعلق به سال 1888 میلادی یعنی 124 سال پیش است (1309 هجری قمری) و (1267 هجری شمسی) و کپی های بسیاری از آن منتشر شده است.

به نقل از سایت خبر آنلاین
در روایتی از رسول اکرم آمده است :
یا علی شیعتک خلقوا من فاضل طینتنا
ترجمه :
(علی جان شیعیان تو از باقیمانده گِل ما اهل بیت خلق شده اند(
*****
و در روایت زیبای دیگری از معصوم صلوات الله علیه نقل شده است که :
إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ فَاخْتَارَنَا وَ اخْتَارَ لَنَا شِيعَةً يَنْصُرُونَنَا وَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَ يَبْذُلُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ فِينَا فَأُولَئِكَ مِنَّا وَ إِلَيْنَا وَ هُمْ مَعَنَا فِي الْجِنَانِ
ترجمه:
(همانا خداوند تبارک و تعالی بر زمین متجلی شد و از آن بین، ما اهل بیت را برگزید و برتری داد و عده ای را به عنوان شیعیان ما انتخاب نمود که ما را یاری کنند و به خاطر شادی ما، شاد باشند و برای غم و اندوه ما محزون و جان هایشان را در راه ما ببخشند و اموالشان را فدا کنند، و ایشان از ما هستند و به سوی ما در حرکت اند و به همراه ما در بهشت اند)
"به خاطر شادی اهل بیت (صلوات الله علیهم اجمعین) شادیم"
ولادت سالار شهیدان حسین بن علی و علمدارش ابالفضل العباس و یادگار کربلایش زین العابدین (صلوات الله علیهم اجمعین) بر همه شیعیان اهل بیت (روحی لهم الفداء) مبارک

سلام من نمی خواستم در جریان این هتاک بی دین فاسق فاجر حرام زاده بی خاصیت و به طور کلی درباره این شپش بی ارزش موضع بگیرم و اظهار نظر کنم انقدر که برایم بی ارزش بود اما مولای غریبمان امام هادی (صلوات الله علیه) عنایت فرمودند که من هم در مسیر دفاع از ان بزرگوار قدمی کوچک با نشر معارف برداشته باشم لذا تنها اکتفا می کنم به شعر بسیار زیبای پسر گلم مسعود یوسف پورکه از همان روزهای اول ورودش به حوزه از عشق و علاقه اش به زیبایی ها حدس می زدم اینده خوبی داشته باشد، به عنوان جواب دندان شکن در مقابل اراجیف آن ملعون و بعد واگذارش می کنیم به خیبر شکن مولایمان امیر المونین روحی و ارواح من سواه له الفداء به امید گوشه چشمی.
این شعر خیلی زیباست و بسیار دوستش دارم
"چه کسی گفته صاحبم خواب است؟"
چه کسی گفته است شاهینی؟
تو همان زاغ زشت بی دینی
زاغکی در لباس انسانها
دلقکی در میان رپ خوان ها
نظر حق شده به تو چپ چپ
آبروی تو رفت با این رپ
کافی است این همه کلام گزاف
دهنت را ببند و شعر نباف
این که توهین نمودی اش ای پست
دهمین حجت خداوند است
دهمین نورعالمین است او
پسر شاه کاظمین است او
امپراتور ملک دلها اوست
ما همه نوکریم… آقا اوست
جلوه اش جلوه ی رسول خداست
پرچمش نیز تا ابد بالاست…
مقتدای همه ست این آقا
پسر فاطمه است این آقا
إهدنای نماز های من است
انتهای فرازهای من است
نوه اش منجی جهان مهدی است
حضرت صاحب الزمان مهدی است
صبح خورشید و شام مهتاب است
چه کسی گفته صاحبم خواب است؟
کور دل این تویی که در خوابی
روی از این شام برنمی تابی
حکم تو تا همیشه خاموشی است
خوابت از نوع خواب خرگوشی است
گنبد پاک هشتمین خورشید
این چنین نیست ای خبیث پلید
نیست این عکس در تصور من
گنبدش را ندیده ای حتما !!
گنبد شاه من ز جنس طلاست
شرف الشمس عالم بالاست.
الغرض، بغض من کماکان هست
در دلم کینهی فراوان هست…
عشق ما ریشهدار و بنیادی است
تا قیامت امام مان هادی است.
شاعر: طلبه فاضل جناب آقای مسعود یوسف پور
شنبه 16 اردیبهشت 91 و 13 جمادی الثانی 1433 سالروز وفات مادر حضرت عباس بن علی، ابوالفضل (علیه السلام است) . . .