مشغول تو با مردم بارانی خویشم

شاد از رخ یار و دل طوفانی خویشم

عشقت همه در جانم و مهرت شده کیشم

با یاد تو من گرم غزلخوانی خویشم

ای کاش که من هم بشوم ساکن کویت

دلخسته زدنیا و پریشانی خویشم

یاران و رفیقان همه از خویش گذشتند

بشکسته پر و بالم و زندانی خویشم

چون ساقی فرزانه ی این میکده من هم

سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم

ای کاش هزاران بدهم جان به فدایت

شرمنده ترین از غم کم جانی خویشم

در بزم تو هیچم نبود فکر کم و بیش

مست از می مولای خراسانی خویشم


شنیدم که نگار مهربان نظر لطفی بر قشر ما سربازانش در این حوالی نزدیک ما، مرحمت نموده و صد حیف که ما از فیض حضورش، و از درک وجودش محروم ماندیم. خوشا به سعادت لایقان


نهم فروردین امسال روز ولادت حضرت زینب سلام الله علیها توفیق داشتم در حرم امام رضا نماز مغرب و عشاء رو به حضرت آقا امام خامنه ای اقتدا کنم، اما هنوز هم مشتاق دیدار دوباره ام

به امید قدم نهادن مولای خراسانی به دیدگان ما در مشهد مقدس