شمارش معکوس
سلام دوستان، قبل از هر چیز:
سالروز ازدواج تنها زوج معصوم عالم، وجود مقدس و نازنین مولا امیر المومنین علی ابن ابیطالب صلوات الله علیه (روحی له الفداء) و سیده ی دو عالم، قرة عین الرسول بی بی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به شما تبریک می گم.
یادتونه که گفتم قراره یه اتفاقی بیفته، و یه خبر خوشی رو بهتون بگم، تا یه جاهایی کار پیشرفت کرده اما هنوز محتاج دعای شما بزرگواران هستم تا روند کار سرعت بیشتری پیدا کنه، ممنون می شم اگر دوستان خواهران و برادران ایمانی بنده، دختران و پسران گل مذهبی و متدین، دعا کنند تا خداوند متعال در این کار، توفیق بیشتری عنایت بفرماید.
باتشکر
یا علی
و من الله التوفیق فی جمیع الامور
اسراف کاری در مجالس ترحیم
نمی دونم می دونید که غذاخوردن خونه صاحب عزا کراهت داره، یعنی چی ؟؟؟ ما یه دستورات دینی داریم که به طور کلی تغییر کرده و یا به طور کلی تحریف شده، مثلا: وقتی یکی از اعضاء یه خانواده ای از دنیا می رود، و آن خانواده عزادار می شوند، جهت پذیرایی از میهمانان در مجالس ترحیم و اتعزیه و ختم بسیار به زحمت می افتند، دستورات اسلام این است که مستحب است آشنایان و همسایه ها و اقوام خانواده صاحب عزاء، غذا تهیه کنند و به خانه او ببرند و نگذارند او غذا و طعام طبخ کند و بپزد و یا تهیه اطعام مهمانانش را ببیند، لذا خوب است که آشنایان به جهت رعایت حال خانواده عزادار مراعات حال او را بکنند و لا اقل بر غم از دست دادن عزیزشان، غم خرج و مخارج مجالس ختم را نیفزایند، لکن رسم و رسومات و آداب خرافی و بی اساس چیز دیگری را ایجاب می کند و متاسفانه کسی جرات مخالف و احیای سنت الهی را ندارد و معمولا در این موارد به جهت حفظ آبرو، خانواده عزادار مجبور می شود با قرض و وام این مخارج را به عهده بگیرد و از زیر بار این مسئولیت سنگین، شانه خالی نکند.

امروز برای نماز ظهر رفتم مسجد و حسینیه ای که امام جماعت آن هستم، قبل از نماز در ساعت صبح، مجلس ختمس برگزار شده بود، وارد مسجد شدم با صحنه ی عجیبی مواجه شدم، چند دسته گل بزرگ و گران قیمت برای عرض تبریک داخل مسجد قرار داده بودند وقتی این منظره را دیدم بسیار ناراحت شدم چرا که این کارها حرام است زیرا اسراف و تبذیر است، و برای اداء احترام و عرض تسلیت یک کار حرام و ناپسند را با هزینه گزاف و سنگین انجام می دهند، یکی نیست بگوید: بابا به جای این کار هزینه این گل هایی که یک روزه پژمرده می شود و باید همه آنها را دور ریخت و حتی لاشه آنها به هیچ کار دیگری نمی آید، همان مبلغ را خیرات کنید. ثواب بیشتری گیر میت مرحوم می آید.
آنچه بیشتر انسان را می آزارد این است که از طرفی کمک به خانواده صاحب عزاء در برگزاری مجالس به فراموشی سپرده شده است، اما این خرجهای الکی و بیهوده رسم شده است و نشانه شخصیت و فرهنگ و کلاس و مد شده است و اگر کسی مخالفت کند انگ متحجر به او می زنند . . . العیاذ بالله
البته من به صاحب عزاء و مهمانانش تذکر دادم و سکوت نکردم چون نهی از منکر واجب بود اما این را گفتم تا دوستان بازدید کننده عزیز نیز این موضوع را متذکر شوند
یا علی
و من الله التوفیق فی جمیع الامور
پارادوکس
شخصیت شما چگونه است؟
پنج راه آسان برای تقویت اراده . . . (بخش دو)
3) همنشینی و تاثیر پذیری از انسانهای با اراده و عزم: نشستن و هم کلام شدن با انسان های بزرگ بر روی آدمی تاثیر به سزایی دارد، برای همین است که در وصایای اولیاء دین، نسبت به انتخاب رفیق و همنشین، بسیار تاکید شده و ویژگی ها و معیارهای زیادی را ارائه نمودند. در آداب عیادت از مریض این نکته توصیه شده است که به مریض، روحیه دهید، هر چند می دانید که او زنده نمی ماند، چرا که در او تاثیر می گذارد و با نا امیدی او را عیادت نکنید. از مرحوم امام رضوان الله تعالی علیه در فرودگاه های کشورهایی که تبعید شده بودند، سوال شد که تا چه زمانی اینقدر سختی را تحمل خواهید کرد، امام فرموده بودند: اگر تمام فرودگاه های کشورهای جهان را زیر پا بگذارم و هیچ کشوری من را نپذیرد ولی سکوت نخواهم کرد تا به هدفم نرسم، دست بر نمی دارم. این اراده انسانهای بزرگ را مطالعه کردن و آشنا شدن با این بزرگان از حیث الگوگیری بسیار در اراده و عزم انشان تاثیر می گذارد.
4) جدیت و تلاش: در دستورات دینی داریم که : علیکم بالجد و الاجتهاد، (بر شما واجب است جدیت و تلاش و پشتکار و پیگیری امور) سه اصل اساسی، سبب موفقیت در همه امور است: برنامه ریزی، جدیت، پیگیری، و اگر کسی امید انجام دادن کاری یا به پایان رساندن پروژه ای را دارد ولی این سه موءلفه اساسی را نداشته باشد، نمی تواند کاری را پیش ببرد.
5) شروع کردن و دست به کار شدن و به فردا نینداختن: یکی از مواردی که باعث تضعیف اراده است، همین است که انسان فکر می کند مهلت و وقت زیادی دارد، و اگر امروز نشد، فردا انجام می دهد و اگر فردا نشد، پس فردا و همین طور کارهایش عقب می افتد و به تاخیر می اندازد، این انسانها تسویفیون می باشند، که اصحاب و یاران شیطان هستند، یعنی همانهایی که هر کار خیری را بخواهند انجام دهند با خود می گویند: از فردا، ولی در گناه و معصیت عجله می کنند. تسویفیون در جهنم اند و همان هایی هستند که اهل جهنم از ایشان می پرسند، چرا عذاب می شوید و به جهنم افتادید، در جواب می گویند ما انسانهایی بودیم که در دنیا هر باز که قصد می کردیم توبه کنیم، به فردا موکول می کردیم و همینطور تاخیر می انداختیم و با خود می گفتیم وقت است و هنوز جوانیم که ناگهان، اجلمان سر رسید و بدون توبه و محاسبه و پاکسازی دستمان از دنیا و انجام عمل صالح کوتاه شد. خواجه نصیر طوسی در کتاب " اوصاف الاشراف" راه هایی را برای رسیدن به کمال بیان فرموده و اول از همه این نکته را اشاره کرده است که : خواستن به تنهایی کافی نیست، تا اراده نباشد، هیچ کاری انجام نمی شود و هیچ تکاملی محقق نمی شود.
چاشنی تمام این راهکارها، توسل و کمک گرفتن از خدا و اهل بیت معصومین صلوات الله علیهم أجمعین می باشد و اگر نباشد عنایت و لطف ایشان، باقی همه هیچ است و پوچ
پایان
یا علی
و من الله التوفیق فی جمیع الامور
پنج راه آسان برای تقویت اراده . . . (بخش یک)
صبر
حضرت علی صلوات الله علیه می فرمایند: صبر بر سه قسم است:
1) صبر در عبادت، 2) صبر در مصیبت، 3) صبر در مقابل معصیت و گناه و عصیان
صبر در عبادت: اینکه انسان، در عبادت عجله نکند و زود عبادت خود را به پایان نرساند، و در انجام کارهای عبادی خود بردباری داشته باشد، این صبر، بسیار زیبا است.
صبر در مصیبت: به هنگام وارد شدن مصیبت ناله و شکایت نکند ودر مقابل امر خداوند متعال تسلیم محض باشد.
صبر در مقابل گناه و معصیت: این نوع از صبر بسیار مهم است که از آن تعبیر به صبر در مقابل ارتکاب گناه شده است، یعنی به هنگام وسوسه شیطان و غلبه شهوت، انسان صبر کند و از خدا بخواهد تا فشار گناه را از او بردارد و یاری اش کند.
جریان میرداماد بسیار قشنگ است، وقتی دختر پادشاه به خاطر ازدواج نکردن با مردی که دوستش نداشته، از قصر فرار می کند و سربازان شاه او را دنبال می کنند، به مدرسه علمیه و حجره میرداماد پناه می آورد، در کنار حجره شب تا به صبح، میخوابد، این دختر جوان و زیبا که در لباس عروس آراسته نیز بوده است، در اتاقی خلوت به همراه میرداماد، تا به صبح بدون هیچ خطری استراحت می کند، فردای آن روز که سربازان پادشاه، دختر پادشاه را در حجره او پیدا می کنند، هر دو را به قصر شاه می برند، وقتی پادشاه از میرداماد می پرسد که چگونه توانستی خودت را کنترل کنی و در اتاق خلوت با یک دختری زیبا تا به صبح پاکدامنی خودت را حفظ کنی و دامنت را به گناه آلوده نسازی؟؟؟ در جواب میرداماد می گوید: من تا به صبح مشغول مطالعه بودم هر بار که شیطان من را وسوسه می کرد و به گناه دعوت می کرد، دستم را روی شعله آتش چراغ روغنی خویش، که برای مطالعه روشن کرده بودم، می گرفتم و حرارت آتش را که حس می کردم، با خود می گفتم که حرارت آتش جهنم هفتاد برابر آتش دنیاست، لذا شهوتم فروکش می کرد، و شیطان از من دور می شد، وقتی که پادشاه دستان میرداماد را مشاهده کرد، دید که تمام انگشتان او بر اثر حرارت شعله چراغ سوخته است. دستور داد که دخترش را به تزویج او در آورند و در دربار شاه، میرداماد جلال و عظمتی پبدا کرد، چرا که پادشاه از پاکدامنی و تقوا و صبر، میرداماد در مقابل گناه، به او علاقه مند شده بود.
یا علی
و من الله التوفیق فی جمیع الامور
تقوا
صلوات بر محمد و آل محمد
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
البَخیلُ حَقَّاً مَن ذُکِرتُ عِندَهُ وَ لَم یُصَلِّ عَلَیَّ
بخیل و خسیس واقعی و حقیقی کسی است که من را یاد کند، و بر من صلوات نفرستد.
وسائل الشیعه جلد 7 صفحه 204
شب جمعه است جهت تعجیل در فرج امام زمان و خشنودی حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
سلامتی و طول عمر مقام معظم رهبری
سلامتی محبین اهل بیت
رفع مشکلات و موانع ازدواج جوانان
صلوات
از اعمال روز جمعه، ذکر 100 صلوات است.
تقصیر آقایون است که . . .
بررسی علل و عوامل فساد و عدم عفاف و حجاب در جامعه
" اگر این یادداشت را نخوانید، نصف عمرتان بر فناست "
سلام
به قول بابا إتی " مرد نیست این دوست عزیزمون که . . . "
مرد نیست اون نامردی که میذاره زنش، خواهرش، دخترش، مادرش، به طور کلی ناموسش، با هر وضعی که امکان داره بیاد تو جامعه
به نظر من معضل بی حجابی، نه بد حجابی، یه معضلی است شبکه ای و اجتماعی و همه اجتماع مقصرند، نه فرد خاصی، نه روحانی ها و آخوندها، نه آموزش و پرورش، نه وزارت فرهنگ و ارشاد، نه دانشگاه، نه خانواده، نه مدرسه، نه آنتن ماهواره، نه اینترنت، نه چشم تو هم چشمی، به تنهایی، بلکه همه و همه، دست به دست هم، باعث شدند، این وضع به وجود اومده.
مگه چی شده؟ یعنی اتفاق خاصی تو جامعه افتاده؟ از شما می پرسم!!
هی بابا، تازه آقا می پرسه مگه چی شده؟؟ هیچ چی چهارتا جوون دوست دارن، هرجوریکه دوست دارن تو جامعه راه برن، قرن 21 آزادی، دموکراسی، دم از حقوق حیوانات می زنند، ما هم آزادی داریم دوست داریم، هر جوری دلمون خواست راه بریم، حرف داری بزنی؟؟؟!!!
ما هم که اصلا آزادی بیان نداریم، واسه همین، ساکت می نشینیم و دست روی دست می ذاریم . . . . !!!!!!
(بخشی از مکالمه طرفینی اهل نزاع - برای کمکرسانی جهت ورود سریعتر و آسانتر بازدیدکنندگان به اصل بحث)
* * * * *
اونایی که می گن بیش از سه دهه از انقلاب گذشته، از رای 98 و اندی درصدی مردم به آری جمهوری اسلامی، گذشته، وضع بهتر نشده، بدتر شده، با شماها هستم، بدونید، خودمون مقصریم که این وضع به وجود اومده، جامعه یعنی افراد، که متشکل از آحاد است، یعنی فرد فرد این انسانها در کنار هم، جامعه را تشکیل داده اند.
وقتی می بینی یارو ناموسش، از مدلهای تمام عریانِ شبکه های ماهواره ای، بدتر توی پیاده روی همین جامعه ما قدم می زنه و ککش هم نمی گزه، تازه بقیه با، بَه بَه و چَه چَه نگاهش میکنند و لذت می برند و یارو غلط می کنه بگه چرا نیگا می کنی داداش؟ وقتی می بینی شوهره به زنش می گه، اگه آرایش نکنی، تو رو با خودم نمی برم مهمونی خونه رفیقم، وقتی می بینی داداشه غمش نیست، که خواهرش چه جوری لباس بپوشه و تازه بیشتر دوست داره خواهره بیشتر جلب توجه کنه، تا خواهرش نظر رفیق داداشه رو به خودش جلب کنه، تا این داداشه، مخ خواهر رفیقش رو بزنه، وقتی زن شده، کالای تبختر و افتخار و فخرفروشی و برتری طلبی، وقتی پای شبکه های من و تو و فارسی وان، به طور کلی با همه فیلم ها و سریال ها و مسابقه ها و . . . صحبت از رابطه جنسی ضربدری و نامشروع و خیانت و کوفت و زهرماره، وقتی می بینی خیلی راحت داره رابطه های جنسی نامشروع به صورت گروهی رو در جامعه رواج میده، و این نامرد قصه ما، یکی از اونها هم خودشه و چون خودش دوست داره که این وضع ادامه داشته باشه، به ناموسش حساسیت نشون نمیده، اینها رو می بینی و خفه خون می گیری و خودت میشی یکی مثل همه اونها، اونوقت همه و همه باعث می شه، این وضع نکبت پیش بیاد.
توی همین وبلاگ در نظرات خصوصی، آقا پسری به من میگه حاج آقا کمکم کنید، چون ننه بابام توی خونه مراعات نمی کنند، و پای ماهواره هر عشق بازی و معاشقه ی کثیفی رو جلوی سه تا بچشون می کنند، خواهرم از من درخواست رابطه جنسی داره، و من موندم چه کنم؟؟؟ نکنه یه وقت بره از یه غریبه گدایی محبت و عشق بازی کنه! (معاذ الله از این بلاها و عذاب های آخر الزمان)
توی این جامعه شلوغ پلوغ، که تا مردم دو سه روز وقت بیکاری و تعطیلی و علافی گیر میارن، به بهانه زیارت میان تا به تعداد هزارتا کثافت کاری دیگه و دختر بازی توی حرم امام رضا، بیفزایند، و . . . من آخوند، باید خون دل، بخورم که ناموسم با حجابی کامل بازم از زیر فشار نگاه های نامردهای هیز و بد چشم، نمی تونه راحت رد بشه، مرد اگه مرد باشه، غیرت داشته باشه نذاره، زنش، خواهرش، مادرش، ناموسش، لخت و عریان که بماند، تازه مساوی میشه با حیوون، بلکه آرایش کرده و زینت کرده و بزک کرده، با هزار قلم خرج واسه ریخت نحسش (اولئک کالانعام بل هم أضل) بیاد قدم بذاره توی این شهر مقدس امام رضا، نیستید بیاین ببینین گند زدن به هرچی معنویت و شور خدایی است، توی این شهر مذهبی، ماه رمضون که تموم شد، توبه و استغفار و دعای جوشن و قرآن و العفو تموم شد، گند زدن توی پایتخت معنوی ایران.
وقتی میگی چرا؟ میگه حاجی یه کم خاکستری نگاه کن! نه سیاه و نه سفید، چرا همش نیمه خالی لیوان رو نیگا می کنی؟؟؟
میگه بابا مگه ما دل نداریم شاد باشیم، خوش باشیم، خوشی رو که از ما گرفتین شما آخوندها.
هیچی نمی تونی بگی به این آدم، مگه گفتنِ واقعیت های جامعه سیاه نگاه کردنه؟؟؟
مگه خوشی و شادی، زدن و کوبوندن و رقصیدن و خوردن عرق و شراب، لب ساحل دریاست؟؟؟!!!!؟؟؟!!!
مگه خوشی و شادی و راحتی، لختی و عیاشی و هرزگیه؟؟؟؟؟
بابا بیا ببین، یارو با خانوادش تفریح سالم دارن، نه یه ذره جامعه رو آلوده می کنند، نه مزاحم دیگران میشن!!!!
به قرآن دیگه از گلوم صدام در نمیاد، فشار این بی ناموسی ها، به بالاتر از حلقومم رسیده، نمیشه راه بری توی این شهر مشهد مقدس امام رضا . . .
خدا می دونه شب تا صبح که مردم سرشون رو میذارن رو بالش و می خوابن تا صبح چند صد هزار تا زنا رخ میده، باید با خاک یکسان بشه این شهر کثیف و آلوده، نکبت می باره از در و دیوارش، به خود خدا قسم، اگه نبود ضامن آهو امام نازنین ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا صلوات الله و صلوات ملائکته و رسله و انبیائه و جمیع مخلوقاته علیه) باید خدا عذابی بالاتر از عذاب قوم عاد و ثمود و نوح و صالح و . . . سر ما می فرستاد، خیلی ناراحتم از این مردم بی احساس و بی تفاوت و بی غیرت، آدمایی که به ظاهر انسانند اما هیچی واسشون مهم نیست، کل هیکل ناموسشون رو نگاه های حرام داره به تاراج می بره عین خیالشون نیست که بماند تازه می خنده و خوشحاله که توی زیبایی و غیره ناموسش زده رو دست دیگران . . .
بخش اول - ادامه دارد . . .
جواب سلام
سوال:
من نفهمیدم بالاخره اگه یکی تو فضای مجازی بهت سلام داد، باید جواب سلام رو مجازی بدی یا میتونی همینجوری تو قلبت جوابشو بدی؟
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
پاسخ مدیر وبلاگ:
سلام دخترم، پاسخ حکم شرعی این است که اگر سلام کننده، حاضر باشد یا به صورت زنده از پخش تلویزیون سلام کند، جواب سوالش واجب است البته آن هم از نوع واجب کفایی، یعنی اگر یک نفر جواب سلام کننده را بدهد، از سایرین ساقط است، و اگر همین پخش زنده نباشد، واجب نیست، یا مثلا در نامه ای یا کتابی یا نوشتاری یا پیامک ، جواب سلام واجب نیست.
امام حسین صلوات الله علیه فرموده اند:
للسلام سبعون حسنةً، تسع و ستون للمبتدی، و واحدة لالرادّ
برای سلام کردن، 70 پاداش است، 69 پاداش برای سلام کننده و یک پاداش برای جواب دهنده است.
داستان کوتاه:
یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم متوجه شد، که هیچ کس در سلام کردن، نتوانسته زودتر از پیامبر اکرم سلام کند، برای همین، نقشه ای کشید که برای یک بار هم که شده، زودتر از پیامبر به ایشان سلام کند، روزی در کوچه پشت دیواری مخفی شد، و منظر آمدن رسول خدا از مسجد، ماند، نبی اکرم وقتی وارد کوچه شدند، از علم لدنی و منبع غیب هم که با خبر می باشند و دیدند که آن شخص پشت دیوار مخفی شده تا بر پیامبر در سلام کردن سبقت بگیرد، ناگهان پیامبر هنوز به او نرسیده بودند، بلند سلام کردند و فرمودند آقای فلانی که پشت دیوار ایستاده ای و قصدت این بود که بر من در سلام کردن، سبقت بگیری، سلام
آن شخص متوجه شد، که واقعا هیچ کسی توانایی سبقت گرفتن در سلام کردن بر رسول خدا را ندارد.
قدیما، حرم، حُرمت بیشتری داشت . . .
سلام
شاید دردی رو که فقط ما (مشهدی ها) متحمل می شیم، برای شما قابل تصور نباشه، اگر چه که هر غیرتمند دینی، همانند ما، غرورش جریحه دار می شود، لکن برای ما دردناکتر است، و شاید برای شما نه. شاید کبوترای حرم امام رضا بیشتر غمخوار باشند که خیلی وقته رفتن و نمی یان تو حرم آقا . . .

قدیما اطراف حرم امام رضا، تقاطع ها و میدان ها و خیابان ها، حال و هوای دیگری داشت، معنویت بیشتری داشت، بیشتر حُرمتش را حفظ می کردند . . .
از همشهریان هر کسی نزدیک به حرم می شد، از شرم و حیا، بیشتر رعایت می کرد ولی الان اطراف ضریح مطهر را نیز، از دست داده ایم، اگر خانمی بی حجاب بود، حرمت آقا را نگه می داشت، و وقتی به خیابانهایی می رسید که منتهی به حرم می شد، حجابش را کامل حفظ می کرد، ما بی حجاب نمی دیدیم، همه منحصر بود به شمال شهر و بالاشهر و مناطقی که از نظر بافت فرهنگی و دینی و مذهبی، با سایر مناطق فرقهای بسیاری داشت.

این تعطیلات و مسافرت ها دل ما را خون می کند، به خدا در اطراف حرم امام رضا که قدم بر می دارم، گریه ام می گیرد، با سر و وضعی نا مناسب که گویی، شوی لباس و مدل است، برای اغراضی پست همچون چرخش در بازار و دوست یابی و رفیق بازی و هرزگی . . . با انواع و اقسام مدهای جدید لباس و آرایش و رنگ های زننده لباس، در نزدیک آقا، حاضر می شوند، به خدا جوّ ملکوتی گنبد و بارگاه قدسی آقا را به هم ریخته اند، حرمت نگه نمی دارند این نامردان، نمی توان گفت، حجابشان بد است، حجاب ندارند این بی دین ها . . .
قدیما حرم، حرمت بیشتری داشت . . .
مشکل اینجاست که زائر آقا می باشند و به این جهت هر کاری که دلشان می خواهد انجام می دهند و بعد در آخر می گویند ما زائر امام رضاییم و می رویم به شهرمان . . .
تا مقابل دربهای حفاظت حرم، بدون چادر و در این چند قدم لچک کوفتی را به سرشان می کشند و إنگاری آقا از پشت دیوار نمی بیندشان
اگر در خیابانهای اطراف حرم، قدم بزنی بیشتر، شبیه لاس وگاس و . . . است تا پایتخت معنوی ایران
نمی دانم . . .
امام جمعه شهرمان صدایش گرفت از بس فریاد زد، داد زد، نالید از وضع حجاب
دخترم پسرم خواهرم برادرم بیا کمی بیشتر حرمت حرم آقا را حفظ کنیم . . . کمی بیشتر . . .
پدر معنوی
مرحوم آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه و طلبگی
مرحوم آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه فرمودند:

""طلبه بایستی طلبگی کند""
طلبگی یعنی:
خدمت به مردم، راه انداختن کار مردم
جواب دادن سوالات شرعی، اصلاح ذات البین
الگوی مهربانی و صمیمیت
صداقت و صفای قلب و نیت
تبسم، خنده رویی ، محبت صادقانه، مرحوم امام، مقام معظم رهبری . . .
نمایندگی و سربازی امام زمان
طلبگی یعنی:
نظم، نظافت، آراستگی و پیراستگی ظاهری و باطنی
نشاط، عشق، امید و دلداری
ملجأ و پناهگاه، غمخوار مردم، از جنس مردم
خاکی، خادم مردم، علم با عمل،
علم با عمل،
علم با عمل . . .
هنوز به پایان نرسیده است . . . .
من منتظر نیستم!!!!
سلام
توی این دنیای مجازی خیلی جاها دیدم که خیلی ها خودشون رو با نام هایی مثل "یک منتظر"، "منتظر شیدا"، "منتظر المهدی"، "عاشق منتظر"، "منتظرالقائم" و . . . معرفی کردند، با خودم گفتم من می ترسم خودم رو یه طلبه معرفی کنم، حتی یه سرباز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، چرا که این نام ها و اسم ها مسئولیت می آورد، اینها ادعا است، یعنی من معنا و مسمای این نام ها را دارم، در حالی که واقعا طلبه نیستم، طلبه یعنی طالب شدید علم و عمل و امام زمان، در حالی که در طول روز، لا به لای افعال و اعمال روزمره ام کمتر از 10 درصد حتی به یاد مولایم امام زمان هستم، اینکه می گویم حجت الاسلام می ترسم، نیستم ولی به خاطر تمایز نامم با دیگران می گویم، که هویت ام و رسالتم در این دنیای بی منتهای مجازی، مشخص شود.
می خواستم بگم، انتظار مفهومی بس عمیق و با ارزش است. برای دوستانی که مایل هستند به صورت مختصر و خلاصه ویژگی های یک منتظر حقیقی را به صورت موردی بیان می کنم و از خداوند متعال عاجزانه می خواهم که به ما مقام یک منتظر حقیقی را ارزانی فرماید، و ما را یک منتظر حقیقی قرار دهد، ان شاء الله تعالی
1) انتظار یعنی چشم به راه بودن، یک منتظر، مضطرب است، نگران است، بی تاب است، چشمش به راه است تا مولا بیاید. دست روی دست هم نمی گذارد، گناه نمی کند. پس من منتظر نیستم.
2) آنکه در انتظار مهدی است، سر از پا نمی شناسد، و در تلاش است تا خود و محیط اطراف خود را برای آمدن مولا، آماده کند و موانع حضور او را برطرف سازد. پس من منتظر نیستم.
3) پیامبر اکرم فرموده اند: بهترین اعمال امت من، انتظار فرج است. اگر من عامل بهترین اعمال باشم، که حوائج و خواسته های خودم را بر مولایم مقدم نمی دارم. پس من منتظر نیستم.
4) از وظایف منتظر، شناخت امام است، من که حتی یاد حضرتش را در ذهن ندارم، چگونه می توانم بگویم، شناخت حضرتش را دارم. پس من منتظر نیستم.
5) از وظایف منتظر الگو پذیری از مولاست، من که همه را غیر از مولایم قبول دارم و او فرموده نماز اول وقت بخوان، برای فرج من دعا کن، به پدر و مادرت احترام بگذار، و . . . اما بر خلاف اوامر او عمل می کنم، یعنی مولایم الگوی اول و نمونه و برتر اعمال من نیست. پس من منتظر نیستم.
6) از وظایف منتظر این است که به یاد امامش باشد، من که در نمازم که باید به یاد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم اما ندارم، پس در لحظات روزمره ام هم به یاد مولایم نیستم، تنها یاد کافی نیست، یاد مولا باشی و یار او باشی نه اینکه یاد مولا باشی و بار او باشی. پس من منتظر نیستم.
7) کسی منتظر حقیقی است که در راستای وحدت و همدلی شیعیان قدم بردارد، من که با غیبت و تهمت و حسادت و . . . غیر از شکستن دل مولایم کاری ندارم. پس من منتظر نیستم.
8) باید در مقابل بدعت ها و انحرافات و رواج منکرات و زشتی ها در دین ایستادگی کنم، اما در خلوتها، مولایم را فراموش می کنم. پس من منتظر نیستم.
9) باید همچون مولایم دست ناتوان را بگیرم و کمکش کنم، اما هرکسی به فکر خودش است، از نشانه های آخر الزمان است که: " کل یدعو الی نفسه" هر کسی مردم را به سوی خودش می کشاند و از در خانه خدا و اهل بیت آنها را دور می سازد. من دل ضعیفان را بسیار شکستم. پس من منتظر نیستم.
اگر این ویژگی ها را داشته باشم منتظر هستم. پس بکوشیم برای لبیک به مولایمان.
حضرتش عجل الله تعالی فرجه الشریف فرموده است:
.::"" إنا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم ""::.
::. ما در یاری شما کوتاهی نداریم و از یاد شما غافل نیستیم .::
یا بقیة الله أدرکنی
چرا خداند متعال به ما شهوت و میل جنسی داد؟
نظر شما درباره این عکس چیست؟
در یکی از وبلاگ های دوستان عکس آرمیتا خانم، دختر شهید دکتر داریوش رضایی نژاد را دیدم.
با خودم گفتم از دوستان نظرخواهی کنم و بدانم نظر دوستان درباره این عکس چیست؟

اما نظر من:
با این عکس موافق نیستم و در همین جا مخالفت خودم رو اعلام می کنم. چرا ؟؟؟؟
چون خانواده شهید باید توجه داشته باشند که آرمیتا خانم، در دیداری به خدمت مقام معظم رهبری رسیده و مورد شفقت و مهربانی حضرت آقا قرار گرفته و الان موقعیت و شرایطی متفاوت دارد و تبدیل به الگویی شده برای سایر دختران مذهبی، و نمی بایست عکسی با پوششی همچون مدل های فشن شوی لباس غربی ها داشته باشد، که برگرفته از مدل پوشش غربیهاست. (یکی از مهمترین عوامل ترویج فرهنگ عفاف و حجاب الگوسازی مناسب است) چرا که در ذهن سایر دختران این ذهنیت را ایجاد می کند که این دختر شهید که اینقدر او را تحویل می گیرند و دوستش دارند، ظاهرش اینگونه است، پس ما هم بایستی اینگونه باشیم. (کودکان بسیار الگوپذیر و حساس می باشند و تمامی مطالبی که شاید از نظر بزرگان با اهمیت به حساب نیاید، در دید آنها بزرگ و مهم قرار می گیرد) دشمن نظام و انقلاب اگر پدرش را شهید کرده اما افکار پدرش را که شهید نکرده، بایستی در عملکرد هم خانواده شهید رضایی نژاد، راه شهید بزرگوار را ادامه دهند، ولی متاسفانه خانواده شهید، دخترش را با پوششی الگو گرفته از فرهنگ غرب در رسانه ها ظاهر نموده اند و این جای بسی تأسف دارد برای اولیاء و سرپرستان آرمیتا خانم، که بایستی به این مساله بیشتر توجه کنند.
میل جنسی
سوال یکی جوانان در بخش نظرات وبلاگم، به عنوان یکی از یادداشتهایم، بسیار خوب است، و به نظرم رسید که مورد ابتلاء خیلی ها باشد.
سوال:
سلام حاج آقا فروتن:
من میل جنسی خیلی اکتیو و زیادی دارم، به خاطر همین خیلی اذیتم. مجرد هستم، 18 سالمه.
لطفا کمکم کنید
ممنون میشم
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
پاسخ مدیر وبلاگ:
سلام پسر گلم احسان جان
اظهار نظر در مسائل تخصصی، برای غیر متخصصین ممنوع
در وبلاگ يک بزرگواري که به طور کلي و غير حرفه اي درباره ازدواج قلم مي زند، - به خاطر حفظ آبروی مومن که واجب است از ذکر نام وبلاگ و آدرس آن معذورم - نظري را ثبت نمودم:
(اين روزها همه در عرصه دين وارد شده و نظر مي پردازند در حالي که مراجع دين بعد از عمري تحقيق و پژوهش مجدانه زماني که همه محاسنشان سفيد مي شود تازه امر زعامت شيعيان در افتاء را به عهده مي گيرند. اگر در قالب نقل قول از بزرگان اين مطالب را ترويج نمائيد به خودتان کمتر خدشه وارد مي شود)
پس از آن ايشان شاکي شد و گفت : "چرا فکر مي کنيد که فقط روحانيون بايد در مسائل ديني وارد شوند و اظهار نظر کنند و دانشجوها نبايد"
جواب من اين است که چون تخصص ندارند و همانطوري که من در کار دندانپزشک دخالت نمي کنم ديگران هم نبايد در مسائل تخصصي دين وارد شوند.
داستان کوتاه:
انگليسي ها يک ضرب المثلي دارند به اين عنوان: "که نظر کفاش درباره کلاه مقبول نيست"
در قديم يک نقاشي در تقاطع خياباني يک کيوسک کوچکي ساخت که يکي از ديواره هاي اين اتقاقک محل نمايش تابلوهاي نقاشي اش بود و خود نقاش شب هنگام به دور از نگاه مردم وارد اين اتاقک مي شد و نقاشي هايش را به نمايش مي گذاشت و از داخل اتاقک در طول روز به نظرات تماشاگران گوش فرا ميداد و اشکالات نقاشي هايش را اصلاح مي کرد. (در اصطلاح فلسفه هنر، نقاشي تنها هنر آزاد است و هيچ يک از مصاديق هنر، آزادي نقاشي را ندارند، البته مشتقات نقاشي مثل تصويربرداري و فيلم و غيره . . . که نقاشي مادرشان است، نيز اين خصوصيت را دارا مي باشند)
نقاش باشي، روزي صحنه ي جنگي را به تصوير کشيد که دو نظامي سوارکار با شمشير مشغول جنگ بودند، مردم براي ديدن اين نقاشي به دور آن جمع شده بودند که کفاشي گفت: کفشهاي جنگجويان شمشيرزن اينگونه نيست که در تصوير نقاشي شده است و اگر اينگونه بود بهتر بود.
آخر شب نقاش باشي، تابلوي نقاشي اش را به خانه برد و اصلاحش کرد، و فرداي آن روز براي نمايش همان نقاشی اصلاح شده، مجددا به اتاقک نمايش برگشت، دوباره مردم جمع شدند و همان کفاش آمد وقتي تابلوي نقاشي را ديد که عوض شده است، و نقاش براي نظر او ارزش گذاشته، بار ديگر به نقاشي نظري افکند و به خاطر اينکه در مقابل مردم خودنمائي کند، فرياد زد که کلاه اين جنجگو نيز مناسب نمي باشد، و بهتر است که همانند کفشها عوض شود و اگر اینگونه می بود بهتر بود.
تا نقاش باشي اين صدا را از داخل اتاقک شنيد ناراحت شد و بيرون جست و در جواب کفاش گفت:
"نظر کفاش درباره کلاه مقبول نيست"
يعني آقاي کفاش زمينه تخصص شما طراحي و ساخت کلاه نيست، پس لطفا اظهار نظر نکن و از همانجا اين ضزب المثل در بين مردم رواج يافت.
دوستان غير متخصص در مسائل تخصصي اظهار نظر نفرمايند.
با سلام؛